پاسخ مي‌دهد و براي روشن شدن مسئله مثال‌هايي مي‌آورد. آخرين تاريخ لوكانور (1335) مقدم‌ بر نخستين تاريخ دكامرون (1344) است‌؛ خوان مانوئل در مقام داستان‌سرا فروتر از بوكاچيوست‌، با اين همه‌، داستان‌سراي بسيار خوبي است و تأثير داستان‌هاي او را نه تنها در ادبيات اسپانيا، بلكه در شكسپير (مثال 35، رام كردن زن سركش‌) و آندرسن هم مي‌بينيم‌. علاقه‌ٴ زياد ما به كتاب خوان مانوئل ناشي از نشانه‌هاي فراوان عربي است كه در اين كتاب (و هم‌چنين‌ در ساير آثارش‌) مي‌توان يافت‌، :هم‌چنين به‌خاطر سبك‌، زبان و محتواي آن است‌. كاملاً پيداست كه دن خوان از ادبيات عربي عميقاً متأثر شده است‌، يا به صور ديگر تحت تأثير عربي‌ قرار گرفته است‌؛ مثلاً از طريق آموزش‌هاي كليسايي پدرو آلفونسو (دوازدهم ـ 1)، كليله و دمنه‌، سندباد و هزار و يك شب‌.1
كتاب شواليه‌گري (شهسواري‌) بخشي اقتباس شده از آيين شهسواري رامون لول (1274 ـ 1275) است‌. پيداست كه دن خوان مانوئل از آثار لول استفاده كرده‌، گرچه به عرفان او تمايلي‌ نشان نداده است‌.

مـونتـانِـر

رامون مونتانر2 (حدود 1264 ـ 1336). سپاهي‌، مورخ و شاعر كاتالونيايي‌.
مونتانر در سال 1264 يا 1265 در پرالاداي كاتالونيا زاده شد. بعداً خانواده‌اش روانه‌ٴ بلنسيه‌ شد. در 20 سالگي در فتح مينوركا به مغاوير پيوست‌.3 زير فرماندهي روژه دو فلور (متوفا 1306) در سيسيل جنگيد و خزانه‌دار ارتش شد. در سال 1300 در محاصره‌ٴ مسينا شركت‌ داشت‌. در سال 1303 به اردوي كاتالان پيوست كه توسط روژه براي جنگ صليبي نو در خاور نزديك سازمان داده شده بود؛ او در اين لشكركشي‌، هم در جنگ و هم در مذاكرات سياسي نقش‌ فعالي داشت‌. مونتانر پس از آن كه مدتي حكومت گاليپولي را داشت‌، از لشكركشي دست كشيد. بعداً (1311 ـ 1313) حكومت جزيره‌ٴ خِرْبه را در خليج قابس (تونس‌) به‌دست آورد. در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1322 و 1329 در بلنسيه فعاليت‌هاي سياسي و نظامي داشت‌. در سال 1336 نه در مايوركا بلكه در ايويزا، غربي‌ترين جزيره‌ٴ بالئار درگذشت‌.
او در سال 1325، يعني در شصتمين سال زندگي‌اش به نوشتن تاريخي به زبان كاتالونيايي‌


1. در ج 1 و 2 اغلب به اين مأخذهاي شرقي اشاره شده‌، ولي بهترين راه آشنايي با آنها مراجعه به دايرةالمعارف اسلام است‌. براي كليله و دمنه نك بروكلمان
(EI 2, 694-98, 41924)؛ براي سندبادنامه نك كارا دو وو (EI 4, 435, 1927)؛ براي هزار و يك شب نك يوهانس استروپ (EI 1, 252-56, 1909)، د. ب‌.
مكدونالد جلد پيوست‌(EI 17-21, 1934) ج‌. سارتن ( Isis 28, 321-29, 1938).
Ramon Muntaner .2
3. اشتقاق يافته از جمع واژه‌ٴ عربي ((مِغْوار))، به معناي تاراجگر، غارتگر؛ اين واژه به سربازان مسيحي مزدوري كه عمدتاً در كوه‌هاي پيرنه مجمع داشتند، اطلاق مي‌گرديد.